السيد الطباطبائي
148
مجموعه رسائل ( فارسى )
اصل پيدايش آنها به تدريج صورت گرفته است ، به اين معنا كه در آغاز خلقت زمين ، نخست سادهترين حيوان پيدا شدهاند و سپس حيوانات تكامل يافتهترى با جهش به وجود آمدهاند ، و همچنين به تدريج تركيبات بيشتر و محكمتر و پيچيدهترى به خود گرفتهاند ، تا در مرحله نهايى ، كاملترين حيوانات ، يعنى انسان پديد آمده است . اين در واقع آن مطلبى است كه شواهد زيستشناسى بر آن دلالت مىكند ، ولى صرفنظر از اين كه گفتيم اين فرضيه را نمىتوان بر قرآن كريم تحميل كرد ، از نظر علمى نيز دليل مذكور قانع كننده نبوده و اثبات كننده آن نيست ، زيرا صرف پيدايش نوع كامل از حيث تجهيزات بعد از نوع ناقص در مدت زمان طولانى بيش از اين دلالت ندارد كه سير تكاملى ماده ، براى پذيرش صورتهاى مختلف حيوانى به تدريج بوده است ، پس او بعد از پذيرش صورت ناقص نوع حيوانى استعداد قبول حيات كاملًا انسانى را پيدا كرده و بعد از پذيرش صورت موجوداتى پست ، به صورت موجوداتى شريف در آمده است . اين نهايت چيزى است كه ادله زيستشناسى بر آن دلالت دارد و اما اينكه موجودات كامل از ناقص متولد شدهاند - كه ادعاى زيست شناسان است - دليل مزبور آن را اثبات نمىكند و نمىگويد كه حيوانات كامل از حيوانات ناقص منشعب شده و بين همه آنها و در مرحله آخر ميان انسان و ميمون خويشاوندى است و اين بحث ، يعنى بحث زيستشناسى با همه موشكافىها و طول مدتش تاكنون براى نمونه به هيچ فرد از نوع كامل برنخورده كه از نوع ديگرى متولد شده باشد ، البته به طورى كه « خود تولد » را مشاهده كنيم نه دو فرد كامل شبيه به هم را و آنچه آنها تاكنون يافتهاند شاهد بر دگرگونى تدريجى است ، هر چه هست دگرگونى در يك نوع است ، كه همواره از صفتى به صفتى ديگر منتقل مىشود ، ولى از نوعيتش به نوعيت ديگر منتقل نشده است و تاكنون به اين معنا برنخوردهاند كه مثلًا ميمونى حيوان غير ميمون و